پنجشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۹

بررسی گذرا و انتقادی سیر هنر موسیقی ایران(1)

مدت مدیدی است که در این اندیشه ام چرا آن نسل طلایی موسیقی ایران که در دهه های 30 و 40 و 50 حضور داشتند و هنر نمایی می کردند، دیگر ظهور نمی کنند و آفتاب هنرشان بر ما طالع نمی گردد؟با بسیاری از اهالی فن سخن ها گفتم و بسیارها شنیدم.برخی فقط غبطه می خوردند و در پی پاسخ روشنی نبودند!برخی دیگر اما دلایل خاص خویش اقامه می کردند و تنها به "شعاری" سخن گفتن بسنده؛ و بعضی پاسخ های قانع کننده ای بیان می کردند.پس غور بسیار و خواندن فراوان به نتیجه ای جز کاهلی و عدم توجه حکومت و به خصوص صدا و سیما نرسیدم.خواندم و شنیدم که هنرمندان بزرگی چون شهناز و شریف و شجریان و محجوبی و بنان وحافظی و ..... در پس معرفی رادیو چنان گشتند و چنین خواندند و نواختند! پیرنیایی برنامه گلها را سامان می داد تا هم هنر هنرمندان آسمان های کمال را یک به یک درنوردد و هنرمندان خود، ارج و جایگاهی یابند و هم مردم از آواز ها و چهارمضراب ها و ترانه ها حظی ببرند و غم دوران بدان رود روان بشویند! عماد خراسانی و رهی معیری و این اواخر ابتهاج، که هرکدام وزنه ای در شعر معاصر به شمار می آمدند و می آیند، چنان کردند و امروز و دیروز نه چندان دور رییس فعلی فرهنگستان هنر چنین!همین امروز به اپرای عروسکی مولانا به کارگردانی بهروز غریب پور چقر بها می دهند؟که من معتقدم دیدن و شنیدن آن برای همه دانشجویان بایا و ضروری است! از کومور و لبنان و گابن بیشتر سخن به میان می اید تا درباره این اثر بی بدیل درباره مولانا-که خود محل مناقشه بسیاری است!! آن روزها رادیو محمل و محل تجمع نخبگان هنر موسیقی بود و امروز جام جم گریزگاه هنرمندان و ستیزگاه بی هنران! چه خوب شجریان گفت این حکومت تنها از موسیقی استفاده ابزاری می کند و جز آن به هیچ چیز دیگر نمی اندیشد! کدام سالن اجرای موسیقی ساخته اند؟یک مصلی ساخته اند که 10 سال است من هیچ تغییری در مناره های ان نمی بینم! م.س

۱ نظر:

chocolater گفت...

az goze haman boron taravad ke dar ost.
hamchenin bar shoma bad fara khandan be taatre gharib por ke inkar ra nakardid.