مدت مدیدی است که در این اندیشه ام چرا آن نسل طلایی موسیقی ایران که در دهه های 30 و 40 و 50 حضور داشتند و هنر نمایی می کردند، دیگر ظهور نمی کنند و آفتاب هنرشان بر ما طالع نمی گردد؟با بسیاری از اهالی فن سخن ها گفتم و بسیارها شنیدم.برخی فقط غبطه می خوردند و در پی پاسخ روشنی نبودند!برخی دیگر اما دلایل خاص خویش اقامه می کردند و تنها به "شعاری" سخن گفتن بسنده؛ و بعضی پاسخ های قانع کننده ای بیان می کردند.پس غور بسیار و خواندن فراوان به نتیجه ای جز کاهلی و عدم توجه حکومت و به خصوص صدا و سیما نرسیدم.خواندم و شنیدم که هنرمندان بزرگی چون شهناز و شریف و شجریان و محجوبی و بنان وحافظی و ..... در پس معرفی رادیو چنان گشتند و چنین خواندند و نواختند! پیرنیایی برنامه گلها را سامان می داد تا هم هنر هنرمندان آسمان های کمال را یک به یک درنوردد و هنرمندان خود، ارج و جایگاهی یابند و هم مردم از آواز ها و چهارمضراب ها و ترانه ها حظی ببرند و غم دوران بدان رود روان بشویند! عماد خراسانی و رهی معیری و این اواخر ابتهاج، که هرکدام وزنه ای در شعر معاصر به شمار می آمدند و می آیند، چنان کردند و امروز و دیروز نه چندان دور رییس فعلی فرهنگستان هنر چنین!همین امروز به اپرای عروسکی مولانا به کارگردانی بهروز غریب پور چقر بها می دهند؟که من معتقدم دیدن و شنیدن آن برای همه دانشجویان بایا و ضروری است! از کومور و لبنان و گابن بیشتر سخن به میان می اید تا درباره این اثر بی بدیل درباره مولانا-که خود محل مناقشه بسیاری است!! آن روزها رادیو محمل و محل تجمع نخبگان هنر موسیقی بود و امروز جام جم گریزگاه هنرمندان و ستیزگاه بی هنران! چه خوب شجریان گفت این حکومت تنها از موسیقی استفاده ابزاری می کند و جز آن به هیچ چیز دیگر نمی اندیشد! کدام سالن اجرای موسیقی ساخته اند؟یک مصلی ساخته اند که 10 سال است من هیچ تغییری در مناره های ان نمی بینم! م.س
نان،عشق،آزادی!
محملی برای جستجو و یافتن: اندک نانی، سر سوزن عشقی، ...و خّردک آزادی ای! همه برای ایـــران،این کهن بوم و بر
پنجشنبه، فروردین ۱۲، ۱۳۸۹
برای 12 فروردین،روز جمهوری!اسلامی!!!
امروز که 12 فروردین است و من سرخوش از آنکه دوران رخوت ، سستی و کاهلی تعطیلات نوروز رو به پایان است،دارم با خویش می انگارم آن چه دموکراسی بود که امام امت بگوید به فلان نوع حکومت بگویید آری یا نه! و مردم از همه جا بی خبر، برای نان و آب و برق و تحصیل مجانی بگویند آری؟!؟
امروز اما منتظریم دولت مهرپیشه و عدالت گستر! یارانه ها را بردارد تا از ته دل به آن توهمات بیهوده و بی شالوده بخندیم و بر دروغ و ساده اندیشی های حکومت به اصطلاح علوی بگرییم!
امروز شاید 9.8%مردم نیز به جمهوری اسلامی امروز رای ممتنع هم ندهند.حکومتی که آن روزها بازرگان و امثال وی را به کناری نهاد، تا به وضع کنونی درآمدیم وآن درآمدی شد بر تیره روزی و فقر و فحشای ایران امروز!
در نگاشته های های آینده ، روند نزولی در فرهنگ و هنر ایران را –به زعم و انگاشت خویش-خواهم نگاشت، باشد که برونرفتی بیابیم و همه در راه تحقق آن بپاییم و بمانیم و از هیچ چیز حتی اعدام 20 سالگان نهراسیم!چنان بادا!!!
م.س
جمعه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۹
ولایتمدار غالی، طبل توخالی
در دریای تفکر خویش غور می کردم که چونان ماهی تشنه آب، یاد آزادی،این دغدغه تمام ناشدنی، افتادم!یادم افتاد به راستی برخی در ماه های اخیر وزن خویش را به راحتی نشان دادند.اگر خوب به یاد آورید تصدیق خواهید فرمود که غلامعلی حداد(عادل بودنش را نمی دانم!)، نمایندگانی چند از مجلس و دیگران(رسایی و نوری همدانی و مکارم شیرازی و ...) در 8ماه آخر سال پیشین به جای آنکه جانبداری مردمان را بکنند و تا پای جان اکنون بی ارزش شده شان، برای مردم سخن برانند و فغان کنند، از ولی!خویش و صاحب نعمت و ارباب خود کورکورانه(شاید هم به زعم خویش روشنگرایانه!) تبعیت کردند و پای از سفره خون آلود آقایان بیرون نکشیدند و دست به خون مردم آلوده ساختند.
روی دیگر ماجرا، سخنان و مواضع شجریان و سروش و محقق داماد و مصطفی مستور و استاد حکیمی و ... است که هم مرحم دل و جان افگار مردمان شد و هم ارزش دانش و هنر ایشان را در پیشگاه مردم ترقی بخشید!
دانشی مردان بی هویت و هنرمندان نااهل به چه کار این مردم می آیند؟شریعتمداری ها و رسایی ها ومصباح ها کجای درد دل این مردم رنجور و خسته را فرو می نشانند؟نان از برای تملق ارباب خوردن کجا و متعهدانه برای دانش و هنر خویش ارج قائل شدن کجا؟
دلم به شدت گرفته است اما ایمان دارم:
« روزی تو خواهی آمد آزادی »
م.س
چهارشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۹
همایش عاشوراییان
اخیرا در روزنامه ها خواندم که به طرح های برگزیده برای گرامیداشت گردهمایی خودجوش!!! که در نهم دی ماه برگزار شده است،جایزه می دهند آنهم برای نفر اول 15 میلیون تومان!.متن حماقت بار آن که از همه طراحان خواسته بود در این گردهمایی هنری!؟!شرکت کنند،مایه بسی خجلت بود.چنان از فتنه حرف می زد و سخنان برخی را آورده بود که تصور می شد حکومت اینان حکومت علی(ع) است و مردمانی که از حرکت خویش تنها پی جوی حق و رای خویش هستند،معاویه و ...!با تمسک به سبزی حرکت مردم می خواهند سرخی خون های ریخته شده را بشویند!مایه بسی شرم است که قتل و تجاوز و افترا و دزدی و دروغگویی برای این داعیه داران حکومت اسلامی شرم ساز نیست و نه تنها از خواب غفلت و بی حیایی بیدارشان نمی سازد بلکه سرمست از قدرت چند روزه دنیای دون ساخته شان!هرچند بر کسی که خواب است امید بیداری می رود اما آنکه خویش را به خواب زده است،هرگز!خوراندن ساندیس و کیک و پی خودرو دواندن مردم،دیگر چه شان و شخصیتی برای ایشان باقی می گذارد که حق گرایانه پی حقوق خویش باشند؟ حکومت علوی می طلبد خود حاکم برای دادن حق مردم سوی ایشان گسیل گردد و داد آنان بستاند!
اما دریغ و صد حیف!
م.س
یکشنبه، اسفند ۱۶، ۱۳۸۸
دوستان دستی که کار از دست رفت!
من به نام یک ایرانی از همه ی دوستانی که دغدغه ی «نان،عشق،آزادی!» را دارند تقاضا دارم با حضور گرم خویش این محمل را گرما بخش باشند.
م.س
اشتراک در:
پستها (Atom)